بخشی از حرف های فراجناحی آقای هاشمی در نماز جمعه ی 26 تیر ماه 1388
((یک فضایی بوجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقی و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاکم باشد البته عمده اینکار مال صدا و سیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه ها هم باید اینکار را بکنند.
لازم نیست در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان هست در زندان داشته باشیم . اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده هایشان بازگردند.
نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما ما را سرزنش کنند شماتت کنند به ما بخندند برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم))
یقین دارم اکثر حامیان چشم و گوش بسته ی آقای موسوی یا سنی نداشتند و یا فارغ از غوغای دنیای سیاست بودند و عده اندکی دوره ی ششم انتخابات ریاست جمهوری را به یاد دارند.فضای حاکم بر انتخابات دو قطبی نبود.برای خالی نبودن عریضه آقای احمد توکلی به عنوان نامزد اصولگرای مخالف با سیاست دولت در کنار آقایان جاسبی و معین (که همصدایی و همسویی شان با هاشمی محرز بوده و هست) در حرکتی نمایشی با سردار سازندگی در رقابت بودند.
فاصله ی بین سالهای 68 تا 76 دوران استیلای حزب کارگزاران بر بیش از 80%درصد منابع اقتصادی و 100%درصد صندلی های ریاست و مدیریت بود. ریاست آن زمان صدا و سیما هم رییس فعلی دفتر سیاسی حزب کارگزران و برادر رییس مجلس خبرگان آقای محمد هاشمی بود.
قرار شد رسانه ی ملی رسالت خود را انجام دهد و به هر کدام از نامزدها دروقت اول فرصت معرفی برنامه ها و در وقت بعدی فرصت دفاع بدهند.شیخ اکبر هاشمی در هر دو برنامه حرف هایش را زد.اهانت هایش را هم کرد. اما وقتی نوبت به دفاع آقای توکلی از خود رسید محمد هاشمی برای وی نامه فرستاد که باید بخشی از قسمت های تند برنامه ضبط شده ی 15 دقیق های را حذف کنید و یا هرگز اجازه ی پخش نخواهم داد.آقای توکلی هم در جواب نوشتند حذف نمی کنیم و باید پخش شود.سرانجام پافشاری توکلی باعث شد بزرگان وساطت کنند و برنامه با چند ساعت تاخیر بخش شد.
و بعد از انتخابات جناب شیخ سرمست از فتح الفتوحی که در میدان خالی از حریف کسب کرده بود در خطبه ای نماز جمعه کسانی را که به او رای نداده بودند به نوه ی خردسالش تشبیه کرد که از روی دلخری و البته کم عقلی از مادرش خواسته بود با هم بروند و به آقای جاسبی رای بدهند.چون بابابزرگ بد است!
این منتقدان عملکرد صدا و سیما و مدعیانی که توهین به مردم را بر نمی تابند آن روزها کجا بودند؟شاید سرشان زیر برف بوده که حرفی نزدند و قلم فرسایی نکردند!
کمی نزدیک تر بیاییم و ماجرای 15 خرداد سال 1385 را بازخوانی کنیم.
به مناسبت بزرگداشت قیام مردمی سال 1342 با حضور علماء و زائران حضرت فاطمه معصومه(س) مجلسی در حرم مطهر بر قرار بود که سخنران آن هم آقای هاشمی رفسنجانی بود. در بین صحبت های ایشان طلبه ای برخاست و سئوال ساده ای پرسید...
بهتر است ماجرا را از قول آقای علی ابوترابی (که اولین پرسشگر بود) بازگو کنیم!
15 خرداد 1385 . حرم حضرت معصومه(س)
عدالت کو ؟!
- بعد از اینکه عدهای از اراذل و اوباش موجب شدند که عمامهام در حین سؤال از حجه الاسلام رفسنجانی به هم بریزد، طلبهای که بعد دستگیر شد، عمامه را آورد و مردم حاضر در جلسه با ایجاد حلقهای در اطرافم موقعیتی را فراهم آوردند که عمامهام را بپیچم .
هاشمی که با در هم پیچیدهشدن شعار مرگ بر منافق و هاشمی هاشمی حاضرین دیگر نتوانست سخنانش را ادامه دهد، مجلس را ترک کرد.
چند تن که بعد معلوم شد از مأموریناند با لباس خدّام حرم به من گفتند که بیا تا تو را از در پشت بفرستیم تا دستگیرت نکنند.
همراهشان رفتم به در تشریفات که نزدیک شدم دیدم "مهدی رفسنجانی" از پشت شیشه با غضب دارد نگاه میکند.
شصتم خبر دار شد که همراهانم خادم نیستند. آمدم که بر گردم، به زور متوسل شدند؛ در باز شد؛ دو دست از داخل مرا میکشید و آن دو با دیگر مأموران از بیرون فشار می آوردند تا مرا داخل کنند.
مهدی شاهد ماجرا بود. مردم و چند طلبهای که اعتراض کردند و میخواستند مانع کارشان شوند، نیز با تهدید مواجه شدند.
داخل شدم "مهدی " رو به معاون وقت دادستان قم(آقای جعفری) کرد و گفت: "گند زدید! شما که نمیتونستید جلسه رو حفظ کنید، چرا قبول کردید."
معاون دادستان گفت: "میخواستید نیاد. مگه ما گفته بودیم بیاد! حالا هم چیزی نشده؛ یک عده اراذل و اوباش بودند که دستگیرشان کردیم(!!!)"
مهدی به من اشاره کرد و به جعفری که در آن اوضاع قاراشمیش متوجه من نبود، گفت: "اینم مثل خودت آخونده؛ کدوم اراذل و اوباش؟!"
جعفری به من نگاهی کرد و سری تکان داد و به طرف همراهان رفسنجانی رفت.
همه رفتند.
یک غول بی شاخ و دُم با چشمانی سبز رنگ که میگفت :من نسخهء دوم رضا شاه هستم(!)، با من ماند. کتش را در آورد؛ آستینش را بالا زد.
تا خبر نگاران در محوطهء تشریفات بودند، دست از پا دراز نکرد؛ ولی وقتی که رفتند، ماهیت خود و اربابش را نشان داد و بدون توجه به لباس روحانیتم، اهانت و ضرب و شتم میکرد.
یک جملهای که ازش به یاد دارم، این بود که میگفت: "شما رفاه دنیا کورتون کرده که به امثال آقای هاشمی جسارت می کنید(!!!)"
پیرمرد خادمی که مرا میشناخت، با چشمانی اشکبار به طرف "نسخه دوم رضاشاه" آمد و با التماس رقتباری به وی گفت: "این حاج آقا آدم ِ محترمیه؛ تو رو خدا بهش بیاحترامی نکن."
منم بهش گفتم: "رضاشاه تو همین حرم، مرحوم بافقی را به چوب بست و عاقبتش به جایی رسید که بدون لباس در جزیره موریس سقط شد؛ عاقبت تو نمیدونم چه میشود؟!"
و...
و اما هزینه ای که برای پرسیدن یک سئوال از آقای هاشمی رفسنجانی پرداخت شده !!!
ردیف متهمان : متهم ردیف اول
نام و نام خانوادگی: علی ابوترابی
اتهام: اخلال در نظم عمومی و هتك حرمت روحانیت
حكم: یك سال حبس قطعی، 50 ضربه شلاق تعلیقی، دو سال اخراج از قم به همراه ممنوعیت تردد به ان شهر مگر با جواز، دو سال محرومیت از تصدی مشاغل ارگانها و موسسات دولتی، مراكز علمی، مراكز علمی و آموزشی حوزهْ علمیه و مراكز وابسته به آن
ردیف متهمان: متهم ردیف دوم
نام و نام خانوادگی: مسعود شفیعی كیا
اتهام: اخلال در نظم عمومی و هتك حرمت روحانیت
حكم: یك سال حبس قطعی، 50 ضربه شلاق تعلیقی، دو سال اخراج از قم به همراه ممنوعیت تردد به ان شهر مگر با جواز، دو سال محرومیت از تصدی مشاغل ارگانها و موسسات دولتی، مراكز علمی، مراكز علمی و آموزشی حوزهْ علمیه و مراكز وابسته به آن
ردیف متهمان: متهم ردیف سوم
نام و نام خانوادگی: صادق ابوترابی
اتهام: اخلال در نظم عمومی
حكم: 8 ماه حبس قطعی و 40 ضربه شلاق تعلیقی
ردیف متهمان: متهم ردیف چهارم
نام و نام خانوادگی: میثم صدری
اتهام: اخلال در نظم عمومی
حكم: در مورد حكم متهم ردیف چهارم اطلاعی در دست نیست
ردیف متهمان: متهم ردیف پنجم
نام و نام خانوادگی: ابولفضل قاسم شریفی
اتهام: نشر اكاذیب و تشویش اذهان عمومی
حكم: 4 ماه حبس قطعی و 40 ضربه شلاق تعلیقی
ردیف متهمان: متهم ردیف ششم
نام و نام خانوادگی: محمد باقر محمدزاده
اتهام: اخلال در نظم عمومی
حكم: 5 ماه حبس قطعی و 40 ضربه شلاق قطعی
علی ابوترابی متهم ردیف اول و مسعود شفیعی کیا متهم ردیف دوم تنها قصد طرح سوال از هاشمی رفسنجانی را داشتند که با حملهْ گروههای فشار مواجه شدند. متهم ردیف سوم صادق ابوترابی که طلبه ای 19 ساله است و متهم ردیف ششم، محمدباقر محمدزاده برای نجات علی ابوترابی از دست گروههای فشار به کمک وی رفتند که این احکام شامل حالشان شد. ابولفضل قاسم شریفی، متهم ردیف پنجم هم طلبهْ جوانی است که از یزد برای شرکت در مراسم به قم آمده بود و پیش از شروع سخنرانی، اطلاعیه ای که در آن سوالاتی محترمانه از هاشمی رفسنجانی پرسیده شده بود، پخش می کرد. اتهام وی نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی اعلام شده است.
سال گذشته در همایش اصل 44 بسیج دانشجویی هم دانشجویی که قصد سؤال داشت توسط محافظان قلدر وی از جلسه بیرون انداخته شد.
متاسفانه این اقدامات ناشی از روح دیکتاتوری و خودکامگی آقای هاشمی محکوم نشد و هیچ روشنفکری اعتراض نکرد و جریان اصلاح طلب و جراید شفاف سازشان خودشان را به خواب زدند! حتماً دوستان منصف و مدافع حقوق بشر و حقوق شهروندی و آزادی بیان ما دلایل منطقی بیشماری برای سکوت داشتند که تاکنون هم برای احدی بازگو نکرده اند!شاید مشکل از مردم است که قدرت تحلیل درستی ندارند و با شنیدن حرف هایشان ممکن است دچار کج فهمی شوند.شاید با انتقاد و موضع گیری در برابر حضرت آقا منافع حزبی و شخصیت ها به خطر می افتاد. یقیناً اگر حرفی زده میشد حمایت مطلق مادی و معنوی او را از دست میدادند...
تغییر مواضع خصمانه ی چپی ها در خصوص هاشمی موید این موضوع است! چه شد که نخبگان اصلاحات دشمنی با کسی که عامل پشت پرده ی قتل های زنجیره ای و عالیجناب سرخپوش خطابش می کردند را کنار گذاشتند و با او هم پیمان شدند؟
چرخش 360 درجه ی آقای هاشمی هم همینطور!یکباره کسی که به قول سعید حجاریان برای دموکراسی و مردم سالاری یک شاهی ارزش قائل نبود به مبانی مردم سالاری و دموکراسی بهاء داد و مصمم تر از همه سردمدراران اصلاحات وارد عرصه شد و برای تحقق این اهداف حتی از آبرویش مایه گذاشت . در صورتی که هیچگاه حاضر به هزینه کردن از خود برای دیگران نبوده!
همین را هم باید از کارگزاران و دوستان آقای هاشمی پرسید!
آقای هاشمی رفسنجانی!
این اشخاص با چه نامی شلاق خوردند و حبس کشیدند و نفی بلد شدند؟
اگر جلوی چشمتان تمثال مبارک را میسوزاندند به کمتر از اعدام راضی میشدید؟
چرا نگذاشتید به آغوش خانواده هایشان برگردند؟
چند هزار نفر بیگناه مثل آنها در دوران شاهنشاهی حضرتعالی مجازات شدند؟
قبل از هر کسی شما اسباب شماتت و ملامت و قهقه خنده ی دشمنان را فراهم کردید. آیا انکار می کنید؟
زمانی دوستان کارگزارانی شما گفتند از ارکان نظامید و باید موجبات ابقای مادام العمر شما در ریاست جمهوری فراهم شود.چون الگوی مناسبی برای نسل های آتی مدیران و ساستمداران هستید. آستانه تحمل و صبر و بردباری شما به این اندازه کم است؟!
آیا مطالبی که آقای کروبی روز بعد از 26 تیرماه درباره خفقان روزگار ریاست جمهوری شما در روزنامه (اعتما ملی) نوشتند حقیقت دارد؟
سازمان اطلاعات در زمان شما 400 کاندید نمایندگی مجلس را بدون دلیل رد صلاحیت کرده بود؟
همسر شهید رجایی به دلیل انتقاد از عملکرد آقازاده هایتان رد صلاحیت شد؟
آن سه نماینده واقعاً روی پله های هواپیما بازداشت شدند و تا پایان دوره ممنوع الخروج بودند؟
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوئیا باور نمیدارند روز داوری...
منابع استفاده شده:
1- پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی رفسنجانی www.hashemirafsanjani.ir
2-سایت خبری انصار نیوز www.ansarnews.ir
+ نوشته شده توسط طه(غربتی) در
88/05/23 و ساعت
|